کارگاه آموزشی «روال در شرایط بحران» با حضور جمعی از فعالان و مدیران حوزه کسبوکار برگزار شد. در این نشست، دکتر عاطفه استادزاده، مدرس روانشناسی کسبوکار، به بررسی ابعاد روانشناختی بحرانهای فردی و سازمانی و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت آن پرداخت.
بحران؛ پایان یک وضعیت و آغاز موقعیتی تازه
در ابتدای این کارگاه، استادزاده با تأکید بر این نکته که «بحران بخشی اجتنابناپذیر از زیست فردی و سازمانی است»، گفت:«پس از هر بحران، بازگشت به شرایط پیشین امکانپذیر نیست. آنچه در اختیار ماست، تعریف یک موقعیت جدید برای ادامه مسیر است.»
وی افزود بسیاری از افراد و سازمانها در مواجهه با بحران، انرژی زیادی صرف تلاش برای بازگرداندن وضعیت گذشته میکنند، در حالیکه پذیرش تغییر، نخستین گام برای بازیابی ثبات روانی و عملیاتی است.
توهم آگاهی؛ دانستن بدون عمل
بخش مهمی از سخنان این مدرس به مفهوم «توهم آگاهی» اختصاص داشت. او توضیح داد: «امروز حجم دادهها و آموزشها بسیار زیاد است، اما آگاهی واقعی زمانی شکل میگیرد که داده به رفتار تبدیل شود. اگر دانستههای ما در عمل نمود نداشته باشد، صرفاً دچار توهم آگاهی شدهایم.»
به گفته وی، ناهماهنگی میان حرف و عمل، امنیت روانی فرد و اعتماد اطرافیان را تضعیف میکند و حتی مکانیسمهای دفاعی ذهن نیز نسبت به این تعارض واکنش نشان میدهند.
واکنشهای طبیعی روان در شرایط بحران
استادزاده با اشاره به برخی واکنشهای شایع در بحرانها، تصریح کرد این حالات طبیعی هستند و نباید بهعنوان ضعف تلقی شوند.
از جمله:
- احساس گناه بازمانده؛ زمانی که فرد از آسیبهای گسترده جان سالم به در برده اما ناخودآگاه دچار احساس گناه میشود.
سوگواری پیشرونده؛ تجربه مداوم حس از دست دادن (فرصتها، ثبات، امنیت یا حتی چشمانداز آینده).
سکوت دراماتیک یا فریز روانی؛ حالتی از بیحسی و توقف عملکرد که در سطح فردی یا سازمانی مشاهده میشود.
وی تأکید کرد:«گاهی مهمترین کار، دستکاری نکردن هیجانات است. باید اجازه دهیم فرآیند طبیعی طی شود و با ایجاد شبکه حمایتی، فضا را برای عبور سالم از بحران فراهم کنیم.»
امید؛ انتخاب آگاهانه در دل نااطمینانی
در ادامه، استادزاده مفهوم امید را از خوشبینی صرف تفکیک کرد و گفت:«امید به معنای انکار واقعیت یا انتظار نتایج مثبت قطعی نیست. امید یعنی با وجود شرایط دشوار، آگاهانه انتخاب کنم چگونه زندگی کنم و بر چه چیزی تمرکز داشته باشم.»
او افزود تمرکز بر امور خارج از کنترل، اضطراب را تشدید میکند؛ در حالیکه پرسش «الان چه کاری از دست من برمیآید؟» ذهن را وارد وضعیت اقدام میکند.
نقد فرهنگ نسخهپیچی در روانشناسی
این مدرس با انتقاد از رویکرد نسخهمحور در برخی مشاورهها اظهار داشت: «رواندرمانی فرآیند آگاهیبخش است، نه ارائه دستورالعملهای فوری. هیچکس نمیتواند برای زندگی دیگری نسخه قطعی بپیچد.»
وی همچنین با اشاره به تفاوت «تحصیلات» و «سواد» توضیح داد: «تحصیلات، انباشت داده است؛ اما سواد زمانی معنا پیدا میکند که آن داده به تغییر رفتار منجر شود. مدیری که مهارت شنیدن فعال و گفتوگو ندارد، حتی با بالاترین مدارک، الزاماً باسواد محسوب نمیشود.»
اقدام متعهدانه؛ راهکار عملی مدیریت استرس
در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره کنترل استرس شدید، استادزاده تأکید کرد: «هیچ تکنیکی جایگزین اقدام متعهدانه نیست. انگیزه، امید و اعتمادبهنفس نتیجه عملکرد مستمر هستند، نه پیشنیاز آن.»
به گفته وی، اقدام متعهدانه به معنای انجام مداوم یک رفتار مشخص، حتی در حضور اضطراب و استرس است. این استمرار باعث میشود مغز احساس توانمندی را تجربه کند و چرخه مثبت شکل بگیرد.
تکنیکهای عملی مطرحشده در این نشست چند راهکار کاربردی نیز ارائه شد:
تمرکز بر امور روشن و قابل کنترل در شرایط مبهم.
آغاز سریع یک فعالیت ساده برای شکستن چرخه تعویق و اضطراب.
استفاده از تکنیک «زمینگیری» (Grounding) با کمک حواس پنجگانه برای بازگشت به لحظه حال.
شناسایی و اصلاح خطاهای شناختی مانند فاجعهسازی و تعمیم افراطی.
تابآوری؛ مهارتی آموختنی
در بخش پایانی، استادزاده تأکید کرد تابآوری ویژگی ذاتی نیست، بلکه مهارتی است که از طریق تجربه، تمرین و اقدام مستمر ساخته میشود.
وی خاطرنشان کرد:«در بحرانهای اجتماعی و سازمانی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پذیرش هیجانات، تمرکز بر حوزه کنترل درونی، اقدام متعهدانه و تقویت شبکه حمایتی است.»
به گفته برگزارکنندگان، در ادامه این دوره آموزشی، ابعاد تابآوری سازمانی و راهکارهای عملی برای حفظ عملکرد تیمها در شرایط بیثبات بهصورت تفصیلی بررسی خواهد شد.







